بحران فقط گرانی نیست؛ وقتی مردم آینده‌ای برای خود نمی‌بینند.

وقتی آمار را طوری می‌گویند که مردم مقصر به نظر برسند!
آگوست 30, 2026
ما دیگر در فضای مجازی «حضور» نداریم؛ در آن «زندگی» می‌کنیم!
آگوست 30, 2026

دکتر سعید صیاد

مسئله امروز ایران را نمی‌توان فقط با چند شاخص اقتصادی توضیح داد. آنچه در حال شکل‌گیری است، ترکیبی از فشار اقتصادی، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است.

وقتی بخش بزرگی از جامعه دیگر توان خرید ندارد، طبیعی است که بازار از رونق بیفتد. وقتی مردم برای تأمین نیازهای ضروری خود هم تحت فشار باشند، مصرف کاهش پیدا می‌کند، کسب‌وکارها آسیب می‌بینند، تولیدکننده با کاهش تقاضا مواجه می‌شود و در نهایت یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد:
فقر بیشتر، مصرف کمتر، تولید ضعیف‌تر و فرصت‌های شغلی کمتر. اما مسئله فقط این نیست که مردم امروز چقدر پول در جیب دارند؛ مسئله مهم‌تر این است که چقدر به فردای خود اطمینان دارند.

 

وقتی بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی اجازه نمی‌دهد مردم برای چند ماه و چند سال آینده برنامه‌ریزی کنند، سرمایه به‌جای تولید به سمت حفظ ارزش خود می‌رود؛ از ارز و طلا و ملک گرفته تا هر چیزی که مردم تصور می‌کنند از کاهش ارزش پولشان جلوگیری می‌کند. در چنین شرایطی حتی تلاش و پس‌انداز هم برای بسیاری از مردم معنای سابق خود را از دست می‌دهد.

 

جامعه‌ای که سال‌ها تورم، تحریم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی را تجربه کرده، فقط فقیرتر نمی‌شود؛ امیدش را هم از دست می‌دهد. وقتی یک جوان نمی‌داند حاصل چند سال کارش فردا چه ارزشی خواهد داشت، یا خانواده‌ای نمی‌تواند برای مسکن، ازدواج، تحصیل و آینده فرزندش برنامه‌ریزی کند، مسئله دیگر فقط اقتصاد نیست؛ مسئله به آینده جامعه مربوط می‌شود.

 

قدرت کشور فقط به قدرت نظامی وابسته نیست. قدرت واقعی زمانی پایدار می‌ماند که اقتصاد توان تولید ثروت داشته باشد، مردم قدرت خرید داشته باشند، کسب‌وکارها بتوانند نفس بکشند و جامعه به آینده امیدوار باشد. کشوری که مردمش در تأمین نیازهای اساسی تحت فشار باشند و گردش اقتصادی آن ضعیف شود، دیر یا زود هزینه این ضعف را پرداخت خواهد کرد. به همین دلیل، تفاهم و کاهش تنش فقط یک موضوع دیپلماتیک نیست؛ یک ضرورت اقتصادی هم هست.

 

البته توافق یا کاهش تنش به‌تنهایی مشکلات ساختاری اقتصاد ایران را حل نمی‌کند، اما می‌تواند فضای لازم برای اصلاحات، سرمایه‌گذاری، رشد تولید و بازسازی اعتماد را فراهم کند. مردم انتظار ندارند همه مشکلات یک‌شبه حل شود؛ اما انتظار دارند آینده قابل پیش‌بینی باشد. اگر امروز فقط به دنبال مدیریت بحران باشیم و برای بازگرداندن قدرت خرید، رشد اقتصادی، اعتماد عمومی و امید به آینده کاری نکنیم، جامعه از «زندگی کردن» به فقط دوام آوردن می‌رسد.

و شاید خطرناک‌ترین مرحله همین‌جاست:

وقتی مردم نه‌تنها توان خرید ندارند، بلکه امیدی هم به بهتر شدن فردا ندارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *