يادداشتي بر سوگواري ايام محرم

موضوع قتل طلبه همداني و مسائل پيرامون آن
می 7, 2019
معرفي كتب مديريتي جهت دانشجويان و علاقمندان
اکتبر 5, 2019

در ايام ماه مبارك محرم مردم شور و شوقي دارند و بيشتر زندگي خود را در اين ايام؛ خارج از خانه مي گذرانند؛ به عنوان يك رهگذر مي خواستم خاطرات خود را از آنچه كه هر ساله ديده ام مطرح كنم شايد برخي خرده بگيرند و برخي ديگر از اين مقال بهره ببرند و شايد هم كسي به آن توجه نكند و همان كارهاي قبلي خود را انجام دهد؛ ليكن بدليل معلم بودن نياز ديدم كه بنويسم؛

در دهه اول محرم مرد و زن ؛ پير و جوان، كاردار و بيكار اكثراً سياه پوش و ماتم زده (البته در قيافه و آنچه كه رويت مي گردد) زندگي خود را مي گذرانند،  مداحان گرامي انشاالله براي رضاي خدا و بخاطر زنده نگه داشتن عاشورا بدون اجر و مزد  ومنت مداحي مي كنند؛ و هيچ كسي هم اين فكر باطل را نمي كند كه براي هرشب مداحي ميليونها تومان پول به اين بزرگواران پرداخته مي شود؛ تا مداحي هاي خود ساخته را تحويل جماعت دهند، فریاد آلوده به جهل مداحان عوام‌فریب را هم كه نمی‌شنویم که چگونه بازار خرافات را رونق داده‌اند؟  اصلا و ابدا؛

حاجي بازاريها و متمولين كه در 355 روز پشت حجره هاي خود هستند و حاضر نيستند يك ريال به فقرا بدهند و يا دست تهيدستي را بگيرند؛ جهيزيه اي براي دخترك بخت برگشته اي تهيه كنند؛ در اين ده روز حاتم طائي شده و قابلمه ها و قزانهاي بزرگي از شله و برنج و خورشت با روي گشاده به مردم مي دهند!!؛ هيچ كسي هم فكر باطل نمي كند كه اين عزيزان براي خودنمايي و نشان دادن خود بمنظور سركيسه كردن مردم در طول سال اين كارها را مي كند؛ و به هيچ عنوان گمان نمي كنيم كه معاویه و یزید مُرده‌اند. عمروعاص به شکلی دیگر به حیله‌گری مشغول است و ابوموسی اشعری با عوام‌فریبی مروج اسلام تصنعي است.اصلا و ابدا؛

برخي مديران دولتي كه در اين ده روز تبديل مي شوند به فرد خير و دست و دل باز؛ ديگهاي برنج را با روبان قرمز پاره مي كنند و به فقرا كمك مي كنند، هيج كسي هم فكر باطل نمي كند كه اين موضوع با سود بانكي 27 درصدي كه آن را بانكداري بدون ربا نام نهاده ايد ؛ همخوان نيست؛ ما اصلا نمي دانيم كه عمروعاص پشت سر علی نماز می‌خواند، اما سر سفره معاویه می‌نشست، وبه روي خود نمي آوريم كه امروز برخي مديران  بی‌پروا در صف اول سینه‌چاک حسین، اما در خفا از  “بیت‌المال” ارتزاق می‌نمایند. نگاه هم به پیشانی پینه بسته‌‌ این‌ خشکه ‌مقدس‌ها نميکنیم، كه معاملات کلانشان را در اختلاس‌های پشت پرده دنبال مي كنند. قدمشان رو به کربلا، اما ثروتشان به مقصد کانادا.  اصلا و ابدا،

رانندگاني كه به راحتي در انظار پليس خيابان ورود ممنوع را مي رفتند، ميدان را چپكي دور مي زدند و پليس هم نذر به دست در حال تناول بود ، صحنه هاي جالب توجهي را ترسيم مي كرد. البته مي دانم كه اينان فقط براي امام حسين(ع) است و هيچ كسي هم فكر باطل نمي كند كه اغلب اين مردم شريف ، حسين را نمي شناسند و به قول دكتر شريعتي بعد از ظهر عاشورا همه را فراموش مي كنند؛ و نه مي دانند زينب چه كرد، چه درسي عاشورا داشت و امام سجاد چگونه زندگي كرد؟ همه به دنبال زندگي يوميه خود رفته و در هيچ كجاي زندگي مردم نقشي كمرنگ از رفتار حسين ديده نمي شود.اصلا و ابدا

از سوي ديگر دلم به درد مي آيد وقتي مردمي را مي بينم كه بدنبال جمع كردن نذري هستند و قشون را جمع كرده ، ماشينها كيپ تا كيپ؛  پر است از آدم كه براي صف نذري آمده اند وقتي شنيدم كه نرم افزاري به نام نذرياب هم براي تكميل خواسته هاي مردم شريف نوشته شده است بيشتر احساس درماندگي و ياس كردم ؛ البته ناگفته نماند كه طراح اين نرم افزار اعتقاد دارد كه سنت و مدرنيته را به هم گره زده است!! دست مريزاد!

وقتي مردم را نظاره گر بودم كه خورشت قيمه نذري را مي گرفتند و با ولع خاصي به همراه ليوان شير همانجا پشت سر هم ميل مي كردند ، به اين موضوع فكر مي كردم كه آيا مردم ما اين قدر وضعشان بد شده است؟ آيا منابع زيرزميني و رو زميني ما كفاف اين مردم را نمي دهد كه اين قدر آدم تهيدست داريم؟ آيا واقعا اينها تهيدست هستند ؟ آيا فرهنگ ما اين چنين شده است كه طناب مفت را هم از دست ندهيم؟ البته نيك مي دانم كه بنز سوارها ؛ پورشه سوارها نيز كه در اين صف نذري هستند حتماً خواهند گفت كه اين نذري تبرك است!!

علي ايحال وقتي با اين صحنه ها مواجه شدم ، حال خوبي نداشتم ؛ از دو منظر به اين موضوع نگريستم ؛ منظر اول در باب ميزان هزينه و سوق دادن آن به سمت صحيح؛ و منظر دوم در باب شناخت بيشتر امام حسين؛

از منظر اول؛  با مراجعه به سايتهاي مختلف كه جنبه آماري داشتند به ارقام جالب توجهي رسيدم در سال 1396 ، هزينه نذري ها را دو هزار ميليارد تومان برآورد نموده اند كه با احتساب حداقل 50درصد تورم در دو سال اخير قريب به سه هزار ميليارد تومان در سال 1398 هزينه نذريها است، آيا مي دانيد كه بودجه سازمان حفاظت از محيط زيست در سال 97 حدود 254 میلیارد تومان بود که امسال با 47 درصد افزایش در لایحه بودجه به 373 میلیارد تومان رسیده است!! با اختصاص بخشي از اين پول به سازمان؛ محيط بانان با حقوق منطقي تري به حفاظت از محيط زيست خواهند پرداخت؛ حال ممكن است برخي معترض باشند كه دولت بايستي تامين اين هزينه ها را انجام دهد كه صحيح نيز هست ليكن صرفا مي خواستم خوانندگان با حجم پولي كه هزينه مي شود آشنا گردند؛ حال چند مثال از موضوعات عمومي خواهم گفت كه بيشتر مسئله آشكار گردد، مي توان با اين پول به يكصدهزار نفر از افراد بي بضاعت سي ميليون تومان پول داد كه شروع كننده براي شغلي باشد. اگر ساخت هر بيمارستان 30 میلیارد تومان هزینه داشته باشد می‌توان با آن يكصد بيمارستان مدرن در کشور ساخت! (یعنی در هر استان بيش از 3 بیمارستان) مي توان با اين پول يك صد هزار جهيزيه 30ميليون توماني براي دختران دم بخت تهيه كرد و با اين پول مي توان …..

از منظر دوم؛ واقعا نبرد كربلا ؛ به منظور توزيع نذري بين مسلمين بوده است؟ بسيار دوست دارم كه از مردمي كه در هيئتهاي مذهبي بسيار فعال هم هستند بپرسم كه امام حسين براي چه با يزيد جنگيد؟ اين جنگ چه دستاوردي داشت؟ راه او توسط پيروانش به كجا رسيد؟ ما به عنوان پيروان ايشان چقدر از دستاوردهاي اين بزرگواران در زندگي شخصي خود استفاده كرده ايم؟(البته به پاسخ هاي نخ نما شده كه صحبت از آزادگي و جوانمردي امام بوده است بدليل تكراري بودن و لقلقه زبانها شدن بدون شناخت عميق واژه، قابل اعتنا نخواهد بود اگر چه به عنوان يكي از اصلي ترين دستاوردها محسوب مي گردد)

شیخ کلینیِ رازی در کتابش این حدیث را با سند آن روایت کرد از امام باقر(ع) که فرمود: «چون لحظات آخر پدرم على بن الحسین(ع) رسید، مرا به خود نزدیک کرد و فرمود که: پسرم! تو را وصیت مى‏‌کنم به آنچه پدرم(ع) مرا به آن وصیت کرد، در هنگامى که شهادتش رسیده بود، و آن چیزی بود که پدرش امیرالمؤمنین(ع) او را به آن وصیت کرده بود. فرمود که: پسرم! مبادا ستم کنی بر کسى كه پیش تو پناهی ندارد، جز خدا».

كمي به رفتارهاي خودمان با مداقه بنگريم ؛ با یک نگاه به منطق شمر، این جانباز جنگ جمل بیاندازید. او که ۱۶ بار پای پیاده به مکه رفته بود، چرا به جنگ با فرزند رسول‌الله وارد شد؟ متاسفانه شور؛ تهی از شعور شده و روضه خوانی تهی از قران. زخم بدن حسین را نياز نيست بينيم بلكه زخم عمیق روح آزادگی مولا را بايد نظاره گر باشيم و در زندگي خودمان آن را بكار بگيريم؛ تماشاچي نباشيم. به دنبال عدالت خواهي باشيم و تلاش كنيم با ديد تسهيل گرانه به هم نوع خود كمك كنيم و به او ياري رسانيم؛ امام حسين حواسمان جمع باشد که چون حر وارد عاشورا شویم تا چون ابن‌سعد در برابر زر و سیم‌، پایمان سست نشود.

السلام‌علیک یا اباعبدالله

نوشته دكتر سعيد صياد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *