تنگه هرمز؛ اگر کابل‌های اینترنت قطع شوند، چه کسی بیشتر آسیب می‌بیند؟

آیا درون‌گرایی و برون‌گرایی از نوزادی آغاز می‌شوند؟
اکتبر 11, 2026

طبق توضیحات کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها (ICPC)، پنج بخش فعال از سامانه‌های کابل زیردریایی از تنگه هرمز عبور می‌کنند و سهم این مسیر از پهنای باند بین‌المللی جهان کمتر از یک درصد است. بنابراین، اهمیت این کابل‌ها برای کشورهای حاشیه خلیج فارس بسیار بیشتر از اهمیت مستقیم آن‌ها برای کل اینترنت جهان است.

 

 ۱. چرا قطع کابل‌ها به معنای قطع اینترنت جهان نیست؟

اینترنت یک شبکه متمرکز نیست که با قطع یک مسیر، همه آن از کار بیفتد. داده‌ها از مجموعه‌ای از کابل‌های زیردریایی، شبکه‌های زمینی و مسیرهای ارتباطی جایگزین عبور می‌کنند.

اگر چند کابل در تنگه هرمز از کار بیفتند:

* بخشی از ترافیک به مسیرهای دیگر منتقل می‌شود.

* ظرفیت مسیرهای جایگزین ممکن است برای انتقال تمام ترافیک کافی نباشد.

* سرعت ارتباط کاهش می‌یابد و تأخیر افزایش پیدا می‌کند.

* برخی سرویس‌های بین‌المللی ممکن است با اختلال یا قطعی مواجه شوند.

در نتیجه، کم بودن سهم یک مسیر از اینترنت جهانی، به معنای کم‌اهمیت بودن آن برای کشورهایی نیست که به همان مسیر وابستگی بیشتری دارند.

 

 ۲. کدام کشورها بیشتر در معرض آسیب‌اند؟

قطر، بحرین و کویت

این کشورها ممکن است با کاهش ظرفیت ارتباطات بین‌المللی، کندی اینترنت و اختلال در دسترسی به خدمات ابری، مالی و تجاری مواجه شوند. مسیرهای زمینی جایگزین وجود دارند، اما ممکن است نتوانند تمام ترافیک را پوشش دهند.

امارات متحده عربی

خطر اختلال وجود دارد، اما همه مسیرهای ارتباطی این کشور از خود تنگه عبور نمی‌کنند. موقعیت فرودگاه‌های کابل در فجیره و ارتباطات زمینی، بخشی از ظرفیت جایگزین را فراهم می‌کند.

عربستان سعودی

بخش عمده ارتباطات بین‌المللی عربستان از کابل‌هایی تأمین می‌شود که در ساحل دریای سرخ فرود می‌آیند. به همین دلیل، وابستگی مستقیم آن به مسیر تنگه هرمز کمتر است؛ هرچند اختلال منطقه‌ای می‌تواند بر ارتباطات آن نیز اثر بگذارد.

 

 ۳. پیامد اقتصادی؛ فراتر از کند شدن اینترنت
آسیب اصلی فقط این نیست که کاربران برای باز کردن یک صفحه اینترنتی چند ثانیه بیشتر منتظر بمانند. اقتصاد دیجیتال به ارتباط پایدار و پرظرفیت وابسته است.

* بانکداری و پرداخت: اختلال در ارتباطات بین‌المللی بانک‌ها، پردازش پرداخت‌ها و سامانه‌های مالی می‌تواند عملیات را کند یا مختل کند.

* تجارت و حمل‌ونقل: شرکت‌های کشتیرانی، لجستیک و تجارت بین‌المللی برای تبادل اطلاعات و هماهنگی عملیات به ارتباطات پایدار نیاز دارند.

* خدمات ابری و هوش مصنوعی: شرکت‌هایی که داده‌ها و خدماتشان در مراکز داده کشورهای منطقه میزبانی می‌شود، ممکن است با افت کیفیت یا اختلال در دسترسی روبه‌رو شوند.

* سرمایه‌گذاری خارجی: افزایش ریسک زیرساختی می‌تواند هزینه بیمه، تأمین ارتباطات پشتیبان و سرمایه‌گذاری در منطقه را بالا ببرد.

این پیامدها به میزان آسیب، ظرفیت مسیرهای جایگزین و معماری شبکه هر شرکت بستگی دارند؛ بنابراین نمی‌توان گفت همه این خدمات لزوماً از کار خواهند افتاد.

 

 ۴. چرا جلوگیری از تعمیر کابل‌ها از خود حمله مهم‌تر است؟

در گزارش رویترز در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶، دو مقام امنیتی ایرانی گفته‌اند که در صورت حمله مجدد آمریکا و اسرائیل، طرح‌هایی برای هدف قرار دادن کابل‌های ارتباطی خلیج فارس وجود دارد و جلوگیری از تعمیر آن‌ها نیز ممکن است در دستور کار باشد. این گزارش مبتنی بر اظهارات مقام‌های ناشناس است و جزئیات عملیاتی مستقلاً تأیید نشده است.

اهمیت این بخش در تفاوت میان دو سناریو است:

سناریوی اول: کابل آسیب می‌بیند، اما تعمیر ممکن است ؛ اختلال آغاز می‌شود؛ اپراتورها ترافیک را به مسیرهای دیگر منتقل می‌کنند و با تعمیر کابل، ظرفیت ازدست‌رفته بازمی‌گردد.

سناریوی دوم: کابل‌ها آسیب می‌بینند و تعمیر به تعویق می‌افتد ؛ اگر ناامنی دریایی، محدودیت دسترسی، خطر برای کشتی‌های تعمیراتی یا مشکلات بیمه مانع تعمیر شود، اختلال می‌تواند طولانی شود. تجربه دریای سرخ نشان داده است که تعمیر بعضی کابل‌های آسیب‌دیده ممکن است ماه‌ها زمان ببرد.

نکته مهم این است که زمان تعمیر، لزوماً برابر با زمان قطع اینترنت نیست؛ ممکن است بخشی از خدمات با مسیرهای جایگزین ادامه یابد، درحالی‌که ظرفیت شبکه برای مدت طولانی کاهش پیدا کرده باشد.

 

 ۵. آیا ایران با این اقدام می‌تواند به آمریکا و اسرائیل فشار وارد کند؟

در اینجا باید میان توانایی ایجاد اختلال و میزان اثربخشی راهبردی آن تفاوت گذاشت.

هدف قرار دادن کابل‌های هرمز مستقیماً بیش از همه زیرساخت ارتباطی کشورهای منطقه را در معرض خطر قرار می‌دهد. تأثیر آن بر آمریکا، اسرائیل یا اروپا یکسان نیست؛ برای مثال، بخش مهمی از مسیرهای ارتباطی اروپا و آسیا از دریای سرخ می‌گذرند، نه از تنگه هرمز. از طرف دیگر، اگر دولت‌ها و شرکت‌های منطقه برای حفظ ارتباطات مجبور شوند مسیرهای پشتیبان بیشتری بسازند، هزینه‌های زیرساختی آن‌ها افزایش می‌یابد. اما همین تهدید می‌تواند آن‌ها را به متنوع‌سازی مسیرها و کاهش وابستگی به گلوگاه‌های محدود سوق دهد.

در نتیجه، این اقدام ممکن است در کوتاه‌مدت هزینه و فشار ایجاد کند، ولی اثر بلندمدت آن به واکنش کشورها، توان شبکه‌های جایگزین و میزان تداوم اختلال بستگی دارد. نمی‌توان صرفاً از روی تعداد کابل‌ها نتیجه گرفت که چه طرفی در نهایت دست بالا را خواهد داشت.

 

 ۶. یک نکته مهم درباره ایران

نباید فراموش کرد که کابل‌های زیردریایی فقط برای کشورهای جنوبی خلیج فارس اهمیت ندارند؛ ایران نیز برای ارتباطات بین‌المللی و خدمات دیجیتال خود به زیرساخت‌های ارتباطی نیاز دارد. بنابراین، هرگونه تشدید ناامنی در این حوزه می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و ارتباطی مستقیمی برای ایران نیز ایجاد کند.

همچنین، قطع کابل‌های زیردریایی با قطع اینترنت داخلی ایران یکی نیست. اینترنت داخلی، ارتباطات بین‌المللی و دسترسی به خدمات خارجی سه موضوع مرتبط اما متفاوت‌اند. اثر واقعی هر اختلال بر کاربران ایرانی به مسیرهای مورد استفاده اپراتورها و سیاست‌های شبکه داخلی بستگی دارد.

 

 جمع‌بندی

 مهم‌ترین نکته  نه احتمال خاموشی اینترنت جهان، بلکه آسیب‌پذیری اقتصاد دیجیتال در برابر تمرکز زیرساخت‌های حیاتی در چند مسیر جغرافیایی محدود است. تنگه هرمز همان‌طور که برای انرژی جهان یک گلوگاه راهبردی است، برای بخشی از ارتباطات دیجیتال منطقه نیز اهمیت دارد؛ اما این دو از نظر مقیاس جهانی قابل مقایسه نیستند. سهم کمتر از یک درصدی آن از پهنای باند بین‌المللی جهان، احتمال یک خاموشی جهانی را محدود می‌کند، نه اینکه خطر اختلال منطقه‌ای را از بین ببرد.
و شاید مهم‌ترین درس این ماجرا این باشد: در دنیای امروز، قدرت کشورها فقط به منابع انرژی، سلاح و موقعیت جغرافیایی وابسته نیست؛ کابل‌های ارتباطی، مراکز داده و مسیرهای انتقال اطلاعات هم بخشی از زیرساخت قدرت اقتصادی و امنیت ملی‌اند. هرچه اقتصادها دیجیتالی‌تر می‌شوند، حفاظت از این زیرساخت‌ها و داشتن مسیرهای جایگزین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *