راز شاد زیستن

روانشناسی اضطراب
دسامبر 12, 2011
راه تویوتا
دسامبر 15, 2011

خلاصه كتاب: مترجم:وحید افضلی راد- ماتیفرر،اندرو   Andrew وMathews: راز شاد زیستن از نویسنده اندرو متیوس مترجم وحید افضلی راد (تهران)نشر تبریز 1384 فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا از فهرستنویسی پیش از انتشار – این کتاب در سال1372 تحت عنوان ((خوب چون زندگی شاداب چون طبیعت)) با ترجمه هوشیار رزم آزما و توسط مترجم پنج منتشر گردیده است. چاپ سی وچهارم:پائیز 84 ،19000 ریال

راز شاد زیستن
اندرو متیوس
ترجمه:وحید افضلی راد
طراح جلد:سوسن افراسیابیان
چاپ سی و چهارم ،5000 نسخه چاپ هما              1384
شابک 100-91538-964 فصل اول:الگوی رفتار    
الگوی رفتار   
شکل گیری الگوهای رفتار   
تصویر ذهنی انسان از خویشتن   
تصویر ذهنی و ضمیر ناهشیار     
تندرستی       
فصل دوم:زیستن در زمان حال          
در حال زندگی کنید                                             
خنده                                                                        
فصل سوم:ذهن آدمی
ما به طرف اندیشه های غالب خود کشیده می شویم
ما چیزی را به دست می آوریم که انتظارش را داریم
قدرت واژه
شکر گزاری
فصل چهارم:اهداف
اهداف
قانون نتایج افزوده
محدودیتها
مشکلات
اشتباهات
تلاش
پافشاری
فعالیت بی وقفه
زندگی بی ارزش است مگر آنکه شما به آن ارزش دهید
فصل پنجم:امروز مهم است
نقطه شروع اینجاست
فصل اول                                                         الگوی رفتار
بیایید در آغاز نگاهی به کار ذهن بیندازیم.آیا وقتی از خیابان عبور می کنیم باید به تک  تک قدمهای خود توجه داشته باشیم؟آیا وقتی غذا می خوریم باید برای هضم آن کاری انجام دهیم ؟آیا وقتی در خواب هستیم بایدنگران ادامه تنفس خود باشیم؟حقیقت این است که ما هیچیک از این کارها  را با ذهن هشیار خود انجام نمی دهیم.
ذهن انسان را می توان به یک کوه یخ تشبیه کرد که بخش قابل روئیت آن همان ضمیر هوشیار و بخش بسیار بزرگتر و پنهان آن ضمیر نا هوشیار ماست.ضمیر ناهوشیار مسئول بخش بزرگی از پیامدها و مسبب همه تکرارها در زندگی انسان است.
شکل گیری الگوی رفتار: بلافاصله پس از تولد الگوهای رفتاری شروع به شکل گیری می کنند بنابراین این الگوها بسیار محکم و جا افتاده هستند.مثلا الگوی خوردن را در نظر بگیرید نوزاد به دلایل مختلف گریه می کند تشنگی،گرما،سرما،تنهایی،ناتوانی،نیاز به توجه و نظایر آن. اما وقتی بچه گریه می کند در بیشتر مواقع به او  غذا داده می شود بنابراین این تداعی از همان آغاز در کودک شکل می گیرد که راه حل تمام مسائل یاد شده گذاشتن چیزی در دهان است.
بطور خلاصه ما همیشه همان چیزی را جذب می کنیم که انتظارش را داریم و جهان همواره با ما به همان گونه ای برخورد می کند که ماخود را لایق آن می دانیم.ما هرگز اسیر الگوهای رفتاری خود نیستیم الگوی منفی کهنه ممکن است قوی و جا افتاده باشد اما شکست ناپذیر نیستند.همیشه راجع به خود و وضعیت خود به طور مثبت فکر کنید همیشه از خود به خوبی یاد کنید و مرتبًا زندگی را بدان گونه ای که دلخواه شماست تصور کنید تا از این طریق الگوهای رفتاری مثبت را به زندگی خود جذب کنید.
تصویر ذهنی انسان از خویشتن:منشا تمام افکار و حرکات ما چگونه دیدن خویشتن است.تجربیات،موفقیتها، شکستها، افکاری که درباره خود داریم و واکنش دیگران نسبت به ما،همه و همه شکل دهنده تصویری هستند که از خویش در ذهن داریم ما همان هستیم که معتقد به بود آنیم از اینروست که دکتر ماکسون مالتز نویسنده کتاب پر فروش سیبرنتیگ روانی می نویسد: ((حرف تمام روان درمانی ها تغییر تصور یست که فرد از خویشتن دارد اگر خود را در ریاضیات درمانده ببیند.آنگاه تا ابد با تمام اعداد و ارقام مشکل خواهید داشت ,شاید تحت تاثیر چند تجربه زود هنگام نگرشی در شما شکل گرفته است که می گوید:نوعش فرقی نمی کند.من از پس ریاضیات بر نمی آیم.))
بنابراین تلاش نمی کنید و نتیجتا در جا می زنید و عقب و عقب تر می روید اگر موفقیتی هم کسب می کنید آنرا  اتفاقی تلقی می کنید اما وقتی موفق نمی شوید می گویید: ((ببین.من که گفتم نی توانم))اولین گام به سوی یک پیشرفت گسترده برای کسب نتایج مطلوب تغییر نوع تفکر و بیان ما در رابطه با خویش است.
تعارفات کلی: تصویر ذهنی انسان از خویشتن تعیین کننده هسته توجه اوست.این تصور تعیین می کند که وی مجاز به داشتن چه افکاری است.وجود یک تصویر ذهنی خوب به فرد این امکان را می دهد که به تعریفهایی که از او می شود و به موفقیتهایی که به آنها دست یافته است افتخار کند که این نباید به خود خواهی و غرور تعبیر شود.
تمام افراد موفق به این نتیجه رسیده اند که باید قدر ارزشهای خود را بدانند و این را قبل از آنکه تبدیل به این انسانهای موفق شوند فهمیده اند زیرا برای همه انسانها یک ضرورت است که ابتدا ارزشهای خویش را بشناسیم.
تصویر ذهنی و ضمیر ناهشیار:اگر تصویر ذهنی ما از خویشتن یک تصویر ناسلام و ضعیف باشد همواره در درون خود زمزمه ای می شنویم که می گوید: ((من لیاقت ندارم))و این نگرش منجر به بروز شخصیتی می شود که به گونه ای ناهشیار شادی ها را پس می زند و در مواجهه با موقعیتها استثنائی امکان رفتن تعطیلات یا یادگیری مهارتهای تازه هشیارانه  یا ناهشیارانه بهانه هایی برای گریز پیدا می کنند.
تندرستی:آزمایشات علمی راههای عجیب و باور نکردنی برای کشتن خوکچه های هندی به مانشان داده است به عنوان مثال:یاس عاطفی می تواند سمومی مرگ آور و کشنده تولید کند بطوریکه تزریق نمونه های خونی افرادی که ترس یا خشم شدیدی را پشت سرگذاشته اند به خوکچه های هندی در کمتر از 2 دقیقه موجب مرگ آنها شده است.
حال تصور کنید که این سموم با بدن خود ما چه می تواند بکند.هر فکری از ذهن شما می گذرد در یک چشم برهم زدن بر ترکیبات شیمیایی بدن  تاثیر می گذراد.
خلاصه کلام:افکار شاد و سلامت داشته باشید خود را سلامت تصور کنید و سلامتی را حق انسان و شایسته خود بدانید ازهمه مهمتر با خود ملایم باشید از همین جا و همین لحظه خود را بپذیرید دوست بدارید و به خود تلقین کنید که حتی تا این لحظه هم به بهترین طریق ممکن زندگی کرده اید.
فصل دوم                                           زیستن در زمان حال
1-در حال زندگی کنید   2-انتظار      3-بخشندگی-بخشش دیگران-بخشش خود 
4-شادی     5-مقابله با افسردگی   6-خنده
درحال زندگی کنید:تمام دارائی ما این لحظه است.میزان آرامش ذهن وکارائی فردی ما بر اساس میزان توانایی ما برای زیستن در لحظه حال مشخص می شود.کلیه شادی و خرسندی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است.
یکی از نکات جالب درباره کودکان همین است که آنها خود را تماما در حال غرق می کنند آنها کاملا درگیر فعالیت کنونی خود می شوند که این فعالیت می تواند تماشای یک برنامه،نقاشی کردن،ساختن یک قصر ماسه ای و یا   هر چیز دیگر باشد.اما وقتی بزرگ می شویم هنر فکر کردن و نگران بودن همزمان را فرا می گیریم به مشکلات گذشته و مسائل آینده اجازه تجمع در زمان حال را می دهیم و بدین ترتیب حال را می بازیم ما همچنین یاد می گیریم که لذائد شادیهای خود را به تعویق بیندازیم و همواره به امید آینده ای متفاوت بیندیشیم.
دانش آموز دبیرستانی با خود میگوید:وقتی مدرسه را تمام کردم و دیگر مجبور نباشم تکلیفی انجام دهم آنوقت زندگی ایده آل خواهد بود.مدرسه تمام می شود و حالا او تشخیص میدهد که تا وقتی خانه مستقل نداشته باشم خوشبخت نخواهد شد.خانه را ترک می کند وارد دانشگاه می شود و با خود می گوید: ((تا وقتی شغل مناسب نداشته باشد نمی تواند خوشبخت باشد.))کاری اختیار میکند و درست حدس زدید هنوز هم نمی تواند خوشبخت باشد با گذشت سالهای پیاپی او خوشبختی،شادی و آرامش ذهنی خود را مرتبا تا نامزد شدن تا ازدواج کردن تا خریدن خانه تا گرفتن کار بهتر تا تشکیل خانواده،تا بردن بچه ها به مدرسه تمام شدن مدرسه بچه ها،تا بازنشستگی وغیره به تعویق می اندازد.و قبل از آنکه به خود اجازه شادی سعادتمندانه دهد از دنیا می رود.
خلاصه کلام:زمان واقعا وجود خارجی ندارد زمان چیزی جز یک مفهوم انتزاعی در ذهن مانیست این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم از این لحظه چیزی بسازید.
انتظار:آیا تا به حال دقت کرده اید که وقتی بی صبرانه منتظر تاکسی هستید انکار همه تاکسی ها غیب می شوند.این نکته در موارد دیگر هم که انتظار چیزی را می کشیم صادق است.در اینجا اصلی حاکم است که به ما می گوید زندگی ات را در زمان حال بگذران و به خاطر اتفاقات آینده نفست را در سینه حبس نکن در هر موقعیتی به زندگی یورش ببرید درحال زندگی کنید وقتی منتظر وقوع چیزی هستید خود را با کاری دیگر مشغول کنید.
بخشندگی-بخشش دیگران-بخشش خود
عفو کردن خود و دیگران دادن یک رای مثبت به تز زیستن در زمان حال است.زیرا این تنها راه شاد وسلامت زیستن است کینه ورزی یکی از اصلی ترین علل بیماری هاست بعلاوه تا وقتی دیگران را به خاطر ناخشنودی خود مسول و گناهکار بدانیم از قبول مسئولیت امتناع می کنیم. وقتی راه بخشش را برمی گزینیم وقتی تغییر می کنیم, دیگران هم تغییر می کنند.
شادی:ابراهام لینکن گفته است: ((اغلب مردم تقریبا به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را  دارند در واقع آنچه برای ما رخ می دهد آنقدر ها تعیین کننده شادی ما نیست بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد.از آن جائی که انسان افکار واندیشه های خود را برمی گزیند الزامًا تعیین کننده میزان شادی های خویش است.برای شاد بودن باید بر افکار شاد  تمرکز کنیم اما ما غالبا بر عکس عمل می کنیم.اغلب تعریفها و تمجید ها را ناشنیده می گیریم ام حرفهای ناخوشایند را مدت ها در ذهن نگه می داریم.
گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد.لازمه شاد زیستن جستجوی زیباییها و خوبیهاست یکی از زیبایی منظره ها را می بیند یکی کثیفی پنجره را.این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیز را ببینید و به چه چیز بیندیشید.کازانتزاکیس گفته است: قلم و رنگ در اختیار شماست بهشت را نقاشی کنید و بعد وارد آن شوید. مقابله با افسردگی:همه ما اوقاتی را تجربه کرده ایم که زندگی در نهایت دشواری خود بوده است تنها مانده ایم.کار خود را از دست داده ایم.دلتنگ و افسرده می شویم و دنیا را تیره از واقعیتش ترسیم می کنیم آینده را کانون همه مشکلات می پنداریم و با تعجب از خود می پرسیم. ))چطور ممکن است یک انسان بتواند با مشکلات رو در روی ما کنار بیاید؟))
احمقانه است که برای سفر یک روزه توشه یک ساله برداریم که چرا زندگی اینگونه دشوار است؟ مار را برای بیست و چهار ساعت زندگی در امروز طراحی کرده اند و نه بیشتر.نگرانی امروز برای مشکلات فردا دردی از ما دوا نخواهد کرد.دفعه آینده که احساس یاس به سراغتان آمد از خود بپرسید؟((آیا هوای کافی برای تنفس دارم؟آیا غذای کافی برای امروز دارم؟))
حقیقت این است که ما اغلب مسائل را بیش از اندازه بزرگ می کنیم.
خنده:
نورمن کازنیز درکتاب ((تشریح یک بیماری))اشاره می کند که چگونه برای از سرگیری یک زندگی طبیعی و سالم با بیماری فلج مبارزه کرده است وی معتقد است که خندیدن زیاد داروی اصلی او بوده است.وقتی که می خندیم همه چیز به نفع جسم و ذهن ما پیش می رود.خنده درد را تسکین می دهد.ما تنها زمانی می توانیم بخندیم که آسوده خاطر باشیم و هر چه میزان این آسودگی بیشتر باشد درد را کمتر احساس خواهیم کرد.
هنر شاد بودن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاهترین زمان ممکن پس از وقوع آنهاست.
فصل سوم                                                  ((ذهن آدمی))
ما به طرف اندیشه های غالب خود کشیده می شویم
اصل از این قرار است: ((به هر چیزی که فکر کنی به طرفش کشیده میشوی))حتی اگر به چیزهایی فکر کنیم که دلخواهمان نیستند باز هم به سوی همانا کشیده می شویم.هیچ وقت به خودتان گفته اید:من نباید فراموش کنم که…))و بعد همان چیز را فراموش کرده باشید؟ ذهن شما نمی توااند از فراموش کردن بگریزد.اما اگر فکر شما این باشد که((من باید یادم بماند که …))آنگه همان ذهن به طرف ((به یاد داشتن))حرکت خواهد کرد.
تخیل:تخیل مهمتر از دانش است((انیشتین))واقعیت انکار ناپذیر آن است که تخیل کلید تمام یادگیریها و کلید حل تمامی مسائل است.یک تخیل خوب برای داشتن یک حافظه خوب نیز حائز اهمیت است.تخیل خود  را مانند جسم خود پرورش دهید.هر چند تخیل شما رشد یافته تر باشد یادآوری و حل مسائل برایتان آسانتر خواهد بود.
تمرین ذهنی:ارزش اساسی تمرین ذهنی در این است که ما را قادر به ارائه الگوهائی از عملکرد کامل و بدون نقص به سلولهای مغزیمان می کند.ما در سطح تخیل مرتکب اشتباه نمی شویم علاوه بر آن یاد می گیریم که اگر مرتبا نتایج نامطلوب را در ذهن تصویر کنیم چیزی جز همان نتایج نصیب ما نخواهد شد.از حالا به بعد عادت کنید که از طریق تخیل خود به پالایش تواناییهای خود بپردازند اگر می خواهید در یک کلاس تدریس کنید یا یک تماس تلفنی مشکل بگیرید.در هر حال قبل از هر چیز زمانی را به انجام بی عیب و نقص آن عمل در ذهن خود اختصاص دهید.موفقترین مردم دنیا همین کار را می کنند شما هم به آنها بپیوندید.
ما چیزی را به دست می آوریم که انتظارش را داریم:
انسان در زندگی همان چیزی را به طرف خود جذب می کند که  انتظارش را دارد ما حاکم بر خویشتن هستیم و افکار ما تعیین کننده زندگی ما هستند.ما خود تصمیم می گیریم که چه چیزی را در ذهن جای دهیم و بنابراین تعیین کننده پیامد اعمال خود هستیم.
ذهن شما همانند یک آهنرباست.فکر کردن به خواسته های خود را ادامه دهید تا به آنها دست پیدا کنید.افکار انسان شبیه به ابرهایی هستند که برای او نتیجه به بار می آورند. با منظم کردن افکار خود می توانید تعیین کننده این نتایج باشید.
قدرت واژه ها:هر چه برزبان بیاورید همان را به دست خواهید آورد.واژه ها نیز مانند افکار بر وضعیت و شرایط ما تاثیر می گذارند کلماتی که از آنها استفاده می کنیم سازندگان نگرش ما هستند و همین کلمات هستند که تعیین می کنند ما در زندگی چه چیزهایی را جذب و تجربه خواهیم کرد اگر مصمم به شاد زیستن هستید باید مواظب حرفهای خود باشید باید درباره خود به طور مثبت صحبت کنید از بی اعتبار ساختن خود بپرهیزید.
کلماتی که از آنها استفاده  می کنیم همیشه پس از تصفیه در ضمیر ناهوشیار ما ته نشین شده،بخشی از شخصیت و آرایش روانی ما را شکل می دهند کلماتی وجود دارد که معمولا مانع پیشرفت می شوند به عنوان مثال:هر بار که از کلمه(سعی)استفاده می کنیم نشان می دهیم که احاطه لازم را بر اوضاع نداریم.وقتی می گوییم.((سعی می کنم این کار را به خوبی انجام دهم))یا((سعی می کنم به موقع برسم))در واقع می گوییم که ممکن است بتوانیم اینکارها را انجام دهیم و ممکن هم هست که نتوانیم. جایگزین کردن (می توانم) به جای (سعی می کنم) حاکی از حس مبارزه طلبی و رودررویی است که نتایج بسیار بهتری برای ما به همراه خواهد داشت.
بیان مثبت:یک بیان مثبت اندیشه مثبتی که شخص مرتب برای خود تکرار می کند.استفاده از بیان مثبت به ما اجازه می دهد که به گزینش اندیشه های شایسته و نشاندن آنها در ضمیر ناهوشیار خود بپردازیم و از این رهگذر احساس وعملکرد بهتر داشته باشیم. کلمات ما  بر نوع احساسات و افکار ما تاثیر می گذارند افکار ما بر نوع بیان و احساس ما تاثیر می گذارند و احساسات ما نیز به نوبه خود بر نوع بیان و افکار ما موثرند.
شکر گزاری:وقتی سپاسگزار نعمتهای خود هستیم مرکز توجه خود را به خواسته های مطلوب خود قرار می دهیم وقتی زندگی خود را سرشار از مواهب الهی بدانیم و به آنچه که هم اکنون در اختیار داریم معترف باشیم سبب جاری گشتن سیل از مواهب تازه به زندگی خود می شویم. فصل چهارم                                        اهداف
اهداف:
هدف آن چیزیست که ما را همیشه در حرکت نگه می دارد.دو نکته اساسی اول اینکه ((هدف داشتن جزئی از اهداف ماست))بشر بدون هدف قادر به زندگی نیست یا دست کم قادر به زندگی طولانی نیست لذا اگر تا این لحظه هدفهای خود را مشخص نکرده اید حالا دیگر به آن نیاز دارید.ثانیا:صرف هدف داشتن به مراتب مهمتر از ماهیت آن هدف است))افراد موفق راه اشتباه را به منزله یک تجربه ارزشمند یادگیری قلمداد می کنند حال آنکه اشخاص ناموفق و ناکام آنرا به عنوان یک شکست در نظر می گیرند.
قانون نتایج افزوده:باک مینسترفولر که به عنوان یکی از خلاق ترین ذهن های قرن حاضر شناخته شده است از قانون افزوده به عنوان بخشی از فرآیند هدف سازی یادکرده است قانون نتایج افزوده اصل است که همیشه با اطمینان به ما می گوید: ((علاوه بر خود هدف اصلی،نتایج جانبی بسیاری عاید شما خواهد شد))
فرید ممکن است بگویید: ((شش سال از عمرم را در دانشگاه تلف کردم فقط برای این که این تکه کاغذ را بگیرم))آنچه او می تواند بفهمد این است که در این مدت با افراد بسیاری آشنا شده است نکات زیادیی در مورد خودش یاد گرفته است و تجربیات بیشماری کسب کرده است که بدون گذراندن این زمان،هیچیک از اینها بدست نمی آمد.
آدمهای موفق آنقدر برجسته،با استعداد یا منحصر به فرد نیستند آنها فقط توانسته اند نحوه کارکرد هر چیز این جهان را درک کنند و بفهمند که پیشرفت خود آنها مطابق با همین اصولی نیست که بر محیط پیرامون آنها حاکم است.
محدودیتها:تنها چیزی که موفقیتها ما را محدود  می سازد تفکری است که به ما می گوید: ((نمی توانی موفق شوی))و این واقعا حرف تازه ای نیست که ((آن که می گوید          می توانم))می تواند و آنکه می گوید نمی توانم.نمی تواند.باهر محدودیتی که برای خود قرار می دهیم مسئولیتی تازه برای خود ایجاد می کنیم.
مشکلات:ما برای حل مسائل و مشکلات و یافتن راه های تازه برای حل مسائل طراحی شده ایم.مشکلات بخشی از میراث جهان هستند که ما را برای رهایی از خود به سوی یادگیری و تجربه می رانند.ویژگی منحصر به فرد انسان بودن تلاش پیگیر تجربه اندوزی است. شما می توانید از ((هیچ))((چیزی))بسازید.از نظر کسی که مثبت فکر می کند یک مشکل صرفا موقعیتی تازه برای یادگرفتن است.
اشتباهات:اشتباهات باز خود اعمال ما هستند.اشتباهاتی که برندگان مرتکب می شوند به مراتب بیش از بازندگان است و به این خاطر است که آنها برنده هستند زیرا آنها با تلاش و تداوم بیشتر توانسته اند بازخوردهای بیشتر دریافت کنند اشکال کار بازندگان در این است که اشتباه را به منزله یک رویداد بزرگ و نابخشودنی تلقی می کنند و جنبه مثبت آن را در نظر نمی گیرند.اشتباهات واقعا اشتباه نیستند.بیایید در هر موردی انتظار خطا از خود داشته باشیم و آنها را به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری بپذیریم.شکست خوردن هرگز مایه شرمساری نیست.شرمساری تنها از تلاش نکردن است.
تلاش:ما نیاز به تلاش داریم زیرا طبیعت ما آنرا ((طلب می کند.زیرا تلاش امتیاز و اشتیاق انسان برای یادگیری.خودآزمایی،آزمایش و تجربه است.اشتباه اغلب مردم اینجاست که تنها برای رسیدن به اهداف نهایی کار می کنند ونه برای لذت از کار کردن و به همین خاطر است که وقتی به اهداف مورد نظر نمی رسند دچار یاس و افسردگی می شوند.
پافشاری:پافشاری یک راز است.رازی که انسانهای موفق به خوبی از آن آگاهند اینان میدانند که این راز عامل اصلی پیروزی است اما بازندگان پافشاری را به منزله نوعی((تلاش اضافی)) بی مورد تلقی می کنند.
ادیسون می گفت: ((یک درصد نبوغ.الهام و نودونه درصد بقیه اش بسته به سرشت انسان است.من هرگز هیچ کار ارزشمندی را تصادفی انجام ندادم و تمامی اختراعات من نه بر حسب تصادفات.بلکه با کار و تلاش خستگی ناپذیر بدست آمدند.
فعالیتی بی وقفه:رمز شادی و تکامل در فعالیت است.اصل فعالیت بی وقفه، ما را پیوسته به خروج از حاشیه نشینی و ورود به صحنه فعالیت ترغیب می کند.
زندگی بی ارزش است مگر آنکه شما به آن ارزش دهید:
برای کسی که می گوید هیچ چیز مهم نیست.واقعا هیچ چیز مهم نیست. لین یوتانگ
زندگی به خودی خود فاقد ارزش است صرف بودن در این دنیا به این معنا نیست که زندگی ما ارزش دارد.نهایتا این خود ما هستیم که تعیین می کنیم اقامت ما در این سیاره امتیاز و نشاطی برای ماست یا زندان از فلاکت و نومیدی تا این لحظه هر چقدر هم که از زیبایی ها لذت برده باشید امروز می توانید تصمیم بگیرید که بیشتر لذت ببرید.
امروز همان زمان انتخاب است.امروز و هر روز.
فصل ششم                                                     امروز مهم است
نقطه شروع اینجاست:یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز می شود.طولانی ترین سفرها با اولین قدم.(لائوسته)
زندگی،فرایند ساختن است آنچه امروز انجام می دهید بر آنچه فردا خواهید داشت تاثیر می گذارد زندگی در یک محوطه بسته بیست و چهار ساعته اتفاق نمی افتد.نتیجه فردا ثمره تلاش امروز است.ترک یک عادت ناشایست گذراندن ساعتی در کنار خانواده، تعیین اهداف،پس انداز پول یا خرج کردن آن،ورزش کردن،و هر تصمیم دیگری که امروز میگیرید بر فردای شما تاثیر خواهد گذاشت.
هر جا که هستید همان جا نقطه آغاز است،تلاش بیشتر امروز.سازنده فردای متفاوت شماست.

سايت مديريار

]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *